بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
563
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
قيامت وَ انْشَقَّتِ السَّماءُ و پاره پاره شود آسمان و در بنيان آن فتور و نقص بهم رسد فَهِيَ يَوْمَئِذٍ واهِيَةٌ پس اين آسمان در آن روز ضعيف و مسترخيست بعد از استحكام آن وَ الْمَلَكُ و جنس فرشته عَلى أَرْجائِها بر كنارههاى آسمان باشند تشبيه كرده آسمان را به بنيان خرابى كه اهل آن در آن جا سكونت نتوانند كرد و در اطراف آن جا گرفته باشند وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ ضمير فوقهم ميتواند كه راجع شود بر ملائكه كه آنها در اطراف آسمان باشند و چون مراد از ملك جنس ملك است و جنس در حكم جمع است بنا برين براى آن ضمير جمع آورد يعنى بر ميدارند عرش پروردگار تو را كه آن بر بالاى سر اين ملائكه است در آن روز هشت فرشته و ميتواند كه ضمير راجع بثمانيه باشد و اگر چه ثمانيه بحسب تركيب مؤخر افتاده اما بحسب قصد مقدم است يعنى و برميدارند عرش پروردگار تو را در آن روز هشت فرشته بر بالاى سر خود و در كتاب خصال از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه هر يكى از آن ملائكه را هشت چشم مىباشد كه هر چشمى در بزرگى مطابق وسعت دنيا است على بن ابراهيم نيز اين حديث را در تفسير خود آورده و بعد از اين گفته كه « و فى حديث آخر قال حملة العرش ثمانية اربعة من الاولين و اربعة من الآخرين فاما الاربعة الاولين فنوح و ابراهيم و موسى و عيسى و اما الاربعة من الآخرين فمحمد و على و الحسن و الحسين عليهم السلام » و در بعضى احاديث وارد شده كه مراد از عرش علم است پس معنى يحملون العرش : يحملون العلم خواهد بود « و فى اصول الكافى عن ابى عبد اللَّه عليه السّلام قال حملة عرش العلم ثمانية اربعة منّا و اربعة ممن شاء اللَّه » يعنى بردارندهء عرش حالكونى كه مراد از عرش علمست هشت كساند چهار كس از جملهء ما اهل بيتاند و چهار كس از آن جماعتى كه خداى تعالى خواهد به ظن ناقص كاتب الحروف محتملست كه مراد ازين انبياء و اوصيا سلام اللَّه عليهم اجمعين ملائكه باشند كه به صورت آنها حامل عرش الهى و علم ربانى شوند تا اين احاديث را منافاتى نباشد با احاديثى كه